مدل تجاری

مدل تجاری چیست؟

 مدل کسب و کار

یک مدل کسب و کار یا مدل تجاری، یک طرح جهت چگونگی تولید درآمد و سود برای یک شرکت ایجاد می کند. این توضیح می دهد که کسب و کار چه محصولات یا خدماتی برای تولید در بازار ارائه می دهد و چگونگی برنامه ریزی برای انجام آن، از جمله هزینه هایی که در آن هزینه می شود، توضیح داده می شود.

یک مدل تجاری، یک برنامه گام به گام را برای سودآوری کسب و کار در یک بازار خاص طراحی می کند. 

برای ایجاد یک مدل کسب و کار خوب، شما باید از پیشنهاد ارزش برای کسب و کار مطلع شوید. در حالت ایده آل گزاره ارزشمند یک بیان ساده از آنچه شرکت در قالب کالاها یا خدمات ارائه می دهد که برای مشتریان ارزشمند است، به طریقی که شرکت را از رقبای خود متمایز می کند.

مدل کسب و کار باید شامل هزینه های راه اندازی پیش بینی شده و منابع مالی، پایه مشتری هدف برای کسب و کار، استراتژی بازاریابی، رقابت، و پیش بینی های درآمد و هزینه باشد. یکی از رایج ترین اشتباهات که در شروع کسب و کار منجر به شکست می شود، عدم سرمایه گذاری در هزینه های لازم برای سرمایه گذاری در کسب و کار به منظور سودآوری است، یعنی زمانی که درآمد بیش از هزینه ها باشد.

در صورت امکان، یک مدل تجاری باید شامل هر برنامه ممکن برای همکاری با سایر شرکت های موجود باشد. یک نمونه از این می تواند یک کسب و کار تبلیغاتی باشد که هدف آن ایجاد یک ترتیب از آن شرکت برای ارجاعات به شرکت چاپی است.

مدل تجاری

انواع مدل های کسب و کار

انواع مختلفی از مدل های تجاری وجود دارد. فروش مستقیم، امتیاز، تبلیغات و … همه مدلهای تجاری سنتی هستند. همچنین در مورد اینترنت، یک مدل کسب و کار وجود دارد که حضور فیزیکی را با حضور آنلاین ترکیب می کند.

حتی اگر دو شرکت در صنعت یکسان کار کنند، احتمالا مزایا و معایب رقابتی مختلفی دارند و بنابراین نیاز به مدل های مختلف کسب و کار دارند.

مقایسه مدل های تجاری

کسب و کارهای موفق مدل های کسب و کار را توسعه داده اند که آنها را قادر می سازد تا نیازهای مشتری را با قیمت رقابتی و هزینه های پایدار برآورده سازند. با گذشت زمان، شرایط تغییر می کند و اغلب بسیاری از شرکت ها در مدل های کسب و کار خود تجدید نظر می کنند تا منعکس کننده تغییرات محیط کسب و کار و خواسته های بازار باشند.

تحلیلگران از سود ناخالص متریک به عنوان راهی برای مقایسه کارایی مدل های کسب و کار استفاده می کنند. سود ناخالص کل درآمد شرکت منهای هزینه کالاهای فروخته شده است.

در جریان رونق dotcom، تحلیلگران در جستجوی درآمد خالص بودند. آنها می دانستند که اینترنت تکنولوژی مخرب است که توانایی انقلابی در صنایع خاص را دارد اما جریان نقدی کجاست؟ هنگامی که تحلیلگران نمی توانند جریان نقدی را پیدا کنند، برای مدل مشاغل مشکوک به صنعت تصمیم گرفتند. به جای نگاه کردن به درآمد خالص، محاسبه به عنوان سود ناخالص منهای هزینه های عملیاتی، تحلیلگران تنها در سود ناخالص تمرکز کردند. اگر سود ناخالصی به اندازه کافی بالا بود، به عقیده تحلیل گران نظری، جریان نقدی بوجود می آمد.

دو اهرم اصلی یک مدل تجاری شرکت عبارتند از: قیمت گذاری و هزینه ها. یک شرکت می تواند قیمت ها را بالا ببرد و می تواند موجودی را در هزینه های کمتری پیدا کند. هر دو اقدام سود ناخالصی را افزایش می دهند.

سود ناخالص اغلب به عنوان اولین خط سودآوری در نظر گرفته می شود. این به شدت بر روی راه کسب و کار شرکت، و نه بهره وری از مدیریت تمرکز می کند.

به عنوان مثال، فرض کنید دو شرکت وجود دارند و هر دو شرکت ها فیلم ها را می فروشند و فروش می دهند. پیش از این، هر دو شرکت 5 میلیون دلار درآمد داشتند و هزینه کل موجودی 4 میلیون دلار فروخته شد. سود ناخالص به مبلغ 5 میلیون دلار منهای 4 میلیون دلار یا 1 میلیون دلار محاسبه می شود. مارجین سود ناخالص به عنوان درآمد ناخالص تقسیم بر درآمد یا 20٪ محاسبه می شود.

پس از ظهور اینترنت، شرکت B تصمیم به ارائه فیلم های آنلاین به جای اجاره یا فروش یک کپی فیزیکی ارائه می دهد. این تغییر مدل تجاری را به طور مثبت مختل می کند. مجوز هزینه های Ng تغییر نمی کنند، اما هزینه برگزاری موجودی به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. در واقع، این تغییر هزینه های ذخیره سازی و توزیع را به میزان 2 میلیون دلار کاهش می دهد. سود ناخالص جدید این شرکت 5 میلیون دلار منهای 2 میلیون دلار یا 3 میلیون دلار است. مارجین سود ناخالص جدید 60٪ است.

شرکت B فروش بیشتری ندارد، اما راهی برای تغییر مدل کسب و کار خود را که به شدت هزینه ها را کاهش می دهد، کشف کرد. مدیران شرکت B دارای 40٪ اضافی در حاشیه هستند، در حالی که مدیران شرکت A دارای فرصت کمی برای خطا هستند.

ارزیابی مدل کسب و کار

بنابراین، چگونه می دانید که آیا یک مدل کسب و کار خوب است؟ این یک سوال پیچیده است، اما Joan Magretta، مدیر سابق مجله کسب و کار هاروارد، دو آزمون انتقادی را برای

برآوردن مدل های تجاری حائز اهمیت می داند. هنگامی که مدل های کسب و کار_ کار نمی کنند، او می گوید، این به این دلیل است که آنها منطقی نیستند و یا تعداد آنها فقط به سود اضافه نمی کند.

اما مدل کسب و کار که یک بار منبع قدرت برای حامل های اصلی بود مشخص شد. دارد.

به عنوان رقبای مشتریان بیشتر، مشتریان قدیمی تر به پشتیبانی از شبکه های گسترده و گسترده خود را با مسافران کمتر – شرایطی که حتی در هنگام ترافیک در سال 2001 کاهش یافت، از بین رفته است. برای پر کردن کرسی ها، شرکت های هواپیمایی مجبور بودند تخفیف های بیشتر و عمیقتری ارائه دهند. دیگر قادر به تولید سود نیست، مدل هاب و سخنرانی دیگر حساس نیست.

هنگام ارزیابی یک شرکت به عنوان یک سرمایه گذاری احتمالی، دقیقا یاد بگیرید چگونه پول خود را به دست آورید و به سود برسید. سپس در مورد مدل کسب و کار جذاب و سودآور فکر کنید. بدیهی است، مدل کسب و کار به شما هیچ چیز در مورد چشم انداز شرکت نمی دهد، اما سرمایه گذاران با یک مدل ذهنی از مدل کسب و کار می توانند اطلاعات مالی و اطلاعات کسب و کار را بهتر درک کنند.

A business model is a company's plan for how it will generate revenues and make a profit. It explains what products or services the business plans to manufacture and market, and how it plans to do so, including what expenses it will incur.

A business model lays out a step-by-step plan of action for profitably operating the business in a specific marketplace. The business model for a restaurant is significantly different from the business model for an online business for instance.

To put together a good business model, you need to know the value propositionfor the business. A value proposition is a straightforward statement of what a company offers in the form of goods or services that is of value to potential customers or clients, ideally in a way that differentiates the company from its competitors.