فرار مالیاتی

فرار مالیاتی

فرار مالیاتی فرار غیر قانونی مالیات توسط افراد، شرکت ها و اعتماد است. فرار از پرداخت مالیات اغلب مستلزم ماليات دهندگان است که عمدا از وضعيت واقعی امور خود به مقامات مالیاتي کاسته شده و مسئوليت مالياتي خود را کاهش مي دهند و شامل گزارشات مالی ناخوشايند مانند اعلام درآمد، سود و يا سود کمتر از مبلغ واقعی که به دست آورده يا غرامت کسر شده است.

فرار مالیاتی فعالیتی است که معمولا با اقتصاد غیر رسمی همراه است. یک اندازه از میزان فرار مالیاتی ("شکاف مالیاتی") مقدار درآمد گزارش نشده است، که تفاوت بین مقدار درآمد است که باید به مقامات مالیاتی و میزان واقعی گزارش شده گزارش شود.

در مقابل، اجتناب مالیات، استفاده قانونی از قوانین مالیاتی برای کاهش بار مالیاتی است. هر دو فرار از پرداخت مالیات و اجتناب از مالیات می تواند به عنوان شکایات مالیاتی مورد توجه قرار گیرد، زیرا آنها طیف وسیعی از فعالیت هایی را که قصد دارند نظام مالیاتی منطقه ها را هدف قرار می دهند، توصیف می کنند، هرچند این طبقه بندی اجتناب مالیاتی بدون شک غیرقابل انکار است، به شرطی که اجتناب قانونی باشد.

اقتصاد

در سال 1968، گری بکر، اقتصاددان برنده نوبل، ابتدا اقتصاد جرم و جنایت را تخمین زد، بر اساس آن نویسندگان M.G. Allingham و A. Sandmo در سال 1972 یک مدل اقتصادی فرار مالیاتی تولید کردند. این مدل با فرار از مالیات بر درآمد، منبع اصلی درآمد مالیاتی در کشورهای توسعه یافته است. به گفته نویسندگان، میزان فرار مالیات بر درآمد بستگی به احتمال تشخیص و میزان مجازات ارائه شده توسط قانون دارد.

مدلهای نظری ادبیات در تلاش برای شناسایی متغیرهایی هستند که ممکن است بر عدم انطباق تاثیر بگذارد. با این حال، مشخصات جایگزین نتایج متناقضی را در رابطه با نشانه ها و بزرگی متغیرهایی که بر این باورند که بر فرار مالیات تاثیر می گذارد، منجر می شود. کار تجربی برای حل ابهامات نظری مورد نیاز است. به نظر میرسد که فرار از پرداخت مالیات بر درآمد، نرخ مالیات، نرخ بیکاری، سطح درآمد و نارضایتی دولت را تحت تأثیر قرار می دهد. قانون اصلاحات مالیاتی ایالات متحده در سال 1986 به نظر میرسد فرار از پرداخت مالیات در ایالات متحده را کاهش داده است.

در مطالعه 2017 Alstadsæter و همکاران. نتیجه گیری شده بر اساس حسابرسی طبقه بندی شده تصادفی و داده های نشت داده شده است که وقوع فرار مالیاتی به شدت افزایش می یابد، به عنوان مقدار ثروت افزایش می یابد و بسیار ثروتمند هستند حدود 10 برابر احتمال بیشتری نسبت به افراد متوسط ​​برای مشارکت در اجتناب مالیاتی دارد.

 

فرار مالیاتی

 

تعریف تقلب در مالیات

تقلب مالیاتی زمانی اتفاق می افتد که یک شخص یا شرکت تجاری به صورت صریح و عمدا اطلاعات مربوط به یک بازپرداخت مالیات را جعل کند تا مقدار بدهی مالیاتی را محدود کند. تقلب مالیاتی اساسا شامل تقلب در یک بازپرداخت مالیات در تلاش برای جلوگیری از پرداخت کل تعهد مالیاتی است. نمونه هایی از تقلب مالیاتی عبارتند از: ادعای کسر محکومیت؛ ادعای هزینه های شخصی به عنوان هزینه های تجاری؛ با استفاده از یک   (شماره امنیت اجتماعی(  Social Security number دروغین؛ که گزارش درآمد نیست.

تقلب مالیاتی نیز ممکن است به عنوان فرار مالیاتی اشاره شود.

کاهش تقلب در مالیات

تقلب مالیاتی شامل اشتباه عمدی یا نادیده گرفتن اطلاعات در مورد یک بازپرداخت مالیاتی است. در ایالات متحده، مالیات دهندگان با یک وظیفه قانونی به طور داوطلبانه به اداره مالیات بر درآمد و پرداخت هزینه های صحیح درآمد، اشتغال، فروش و مالیات مستقیم محدود می شوند. عدم انجام این کار با فریب دادن یا رد دادن اطلاعات علیه قانون است و موجب تقلب مالیاتی می شود. تقلب مالیاتی توسط واحد تحقیقات جنایی وزارت بازرسی داخلی (CI) مورد بررسی قرار گرفته است. اگر مالیات دهندگان متوجه شوند، تقلب مالیاتی واضح است:

به طور هدفمند درآمد مالیات بر درآمد خود را نشان دهند.

بدرستی وضعیت واقعی امور خود را نادرست بیان کنند، تا به اشتباه ادعاهای مالیاتی یا اعتبارات مالیاتی را ادعا کنند.

به طور ذاتی موفق به پرداخت بدهی های مالیاتی خود شده است.

تهیه و بازگرداندن دروغین؛

به طور عمدی تمام درآمد دریافتی گزارش نشده است.

یک کسب و کار که در تقلب مالیاتی شرکت می کند:

آگاهانه پرونده های گزارش مالی حقوق و دستمزد را رد کند.

با اشتیاق به گزارش برخی یا همه پرداخت های نقدی انجام شده به کارکنان

استخدام یک سرویس حقوق بازنشستگی خارج از کشور که پول را به IRS ندهد.

عدم پرداخت مالیات بر درآمد فدرال یا FICA (کمک هزینه های بیمه فدرال) از پرداخت حقوق کارکنان.

نتوانستم گزارش بدهی و مالیات حقوق و دستمزد را پرداخت کنم.

تقلب مالیاتی دولت را از میلیون ها دلار هر ساله تقلب می کند و با جریمه ها، مجازات ها، منافع و یا زمان زندان مجازات می شود. به طور کلی، یک نهاد به عنوان مجازات فرار از پرداخت مالیات محسوب نمی شود، مگر آنکه عدم پرداخت به طور عمدی در نظر گرفته شود. تقلب در مالیات شامل اشتباهات یا گزارش تصادفی نیست که IRS گزارش های سهل انگاری را اعلام می کند. با توجه به این که کد مالیاتی در ایالات متحده مجموعه ای پیچیده از اعمال مالیات و قوانین است، بسیاری از تهیه کنندگان مالیات مجبورند خطاهای بی احتیاطی را مرتکب شوند. به عنوان مثال، ادعای معافیت برای عدم وجود وابستگی به کاهش بدهی مالیات، به طور واضح تقلب است، در حالیکه نرخ بهره بلند مدت برای به دست آوردن کوتاه مدت ممکن است، ممکن است بیشتر مورد توجه قرار گیرد تا مشخص شود که سهل انگاری آن چیست. هرچند اشتباهات ناشی از سهل انگاری غیر عمدی است، IRS هنوز هم ممکن است مالیات دهندگان را به جریمه ای از 20 درصد معافیت مالیات برساند.

تقلب مالیاتی همانند اجتناب از مالیات نیست، بلکه استفاده قانونی از نقاط ضعف در قوانین مالیاتی برای کاهش هزینه های مالیاتی است. گرچه اجتناب مالیاتی نقض مستقیم قانون نیست، اما مقامات مالیاتی آن را متهم می کنند زیرا ممکن است روح کلی قانون مالیات را از بین ببرد.

Tax evasion is the illegal evasion of taxes by individuals, corporations, and trusts. Tax evasion often entails taxpayers deliberately misrepresenting the true state of their affairs to the tax authorities to reduce their tax liability and includes dishonest tax reporting, such as declaring less income, profits or gains than the amounts actually earned, or overstating deductions.

Tax evasion is an activity commonly associated with the informal economy. One measure of the extent of tax evasion (the "tax gap") is the amount of unreported income, which is the difference between the amount of income that should be reported to the tax authorities and the actual amount reported.

In contrast, tax avoidance is the legal use of tax laws to reduce one's tax burden. Both tax evasion and avoidance can be viewed as forms of tax noncompliance, as they describe a range of activities that intend to subvert a state's tax system, although such classification of tax avoidance is not indisputable, given that avoidance is lawful, within self-creating systems.[