امور مالی رفتاری

امور مالی رفتاری

امور مالی رفتاری، یک زمینه فرعی اقتصاد رفتاری است، که پیشنهادات نظری مبتنی بر روانشناسی را برای توضیح ناهنجاری های بازار سهام مانند افزایش یا کاهش شدید قیمت سهام، ارائه می دهد. هدف این است: شناسایی و درک کنیم که چرا مردم انتخاب های مالی خاصی را انجام می دهند. در داخل مالیات رفتاری، ساختار اطلاعات و خصوصیات شرکت کنندگان در بازار به طور سیستماتیک بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری افراد و همچنین نتایج بازار تاثیر می گذارد.

فرضیه بازار کارآمد (EMH) پیشنهاد می کند که زمان معین در بازار مایع، قیمت ها منعکس کننده اطلاعات موجود می باشند. با این وجود، مطالعات بسیاری انجام شده است که سند های تاریخی طولانی مدت را در بازارهای اوراق بهادار نشان می دهد، با فرض بازار کارآمد مواجه هستند و نمی توانند در مدل های مبتنی بر عقلانیت کامل سرمایه گذاران قابل اعتماد باشند. بسیاری از مدل های سنتی بر این باورند که شرکت کنندگان در بازار همیشه به شیوه ای عقلانی و به حداکثر رساندن ثروت عمل می کنند و به شدت محدود کردن توانایی این مدل ها برای پیش بینی دقیق هستند.

امور مالی رفتاری

ملاحظات رفتاری تلاش می کند با تلفیق بینش علمی و استدلال شناختی با نظریه اقتصادی و مالی متعارف، این خلاء را پر کند. به طور خاص، امور مالی رفتاری مطالعات مختلف روانشناختی را که انسان ها دارند، مورد مطالعه قرار می دهند. این تعصبات، یا میانبرهای ذهنی، در حالی که محل و هدف خود را در طبیعت دارند، منجر به تصمیمات سرمایه گذاری نامنظم می شود. این در یک سطح جمعی، توضیح واضح تری از این است که چرا پریشانی رخ می می دهد. همچنین، سرمایه گذاران و مدیران به کارها، علاقه مند به درک فاکتورهای رفتاری هستند نه تنها برای سرمایه گذاری در نوسانات سهام و بورس اوراق بهادار، بلکه بیشتر از روند تصمیم گیری خودشان آگاهی دارند.

مفاهیم مالی رفتاری

مالیات رفتاری شامل بسیاری از مفاهیم است، اما چهار اصل کلیدی دارد: حسابداری ذهنی، رفتار گروهی، لنگر انداختن، و خود ارزیابی بالا.

 حسابداری ذهنی به تمایل مردم برای تخصیص پول به اهداف خاص اشاره دارد. رفتار گروهی بیان می کند که مردم تمایل دارند رفتارهای مالی اکثریت یا گروه را تقلید کنند. لنگر انداختن اشاره به اضافه کردن سطح هزینه به یک مرجع خاص، مانند هزینه بیشتر برای آنچه که در نظر گرفته می شود به عنوان مثال مورد بهتری از لباس اشاره دارد. در نهایت، خود ارزیابی بالا اشاره به تمایل فرد به رتبه خود نسبت به دیگران، یا بالاتر از یک فرد معمولی رتبه بندی می کند. به عنوان مثال، سرمایه گذار ممکن است فکر کند که وقتی سرمایه گذاری خود را بهینه انجام می دهد، یک سرمایه گذار سرمایه هستند.

بی عدالتی ها در امور مالی رفتاری مورد مطالعه قرار گرفتند:

از چهار مفهوم، ​​دو  مفهوم(خود ارزیابی / خودتخصیص)، تعصبی هستند که به طور قابل توجهی بر تصمیمات مالی تاثیر می گذارد. یک رویکرد برجسته روانشناسی، رفتار گروهی است، که مردم را به دنبال رویکردهای مردمی بدون هیچ گونه تفکر عمیقی از خود، می برد. گروه ها در بازار سهام به عنوان علت تظاهرات چشمگیر شناخته شده اند.

عادت دادن به نتیجه مطلوب برای تخصص و نتایج نامطلوب برای بدبختی یا یک رویداد خارجی، نیز در مورد مالیات رفتاری دقیق مورد بررسی قرار می گیرد. بسیاری از گرایش های دیگر در امور مالی رفتاری، از جمله نگرانی های از دست دادن، تعصب تایید، اختلال در دسترس بودن، اثر درمانی و تعصب آشنایی، مورد مطالعه قرار می گیرند.

تعریف حسابداری رفتاری

حسابداری رفتاری به تصمیم گیرندگان کلیدی به عنوان بخشی از ارزش یک شرکت توجه می کند و همچنین به بررسی شیوه و فرآیندهای حسابداری بر رفتار و فرایندهای پرسنل کارکنان شرکت می پردازد. حسابداری رفتاری برای ایجاد تاثیرات رفتاری شیوه های حسابداری سهامداران بالقوه و فعلی، شفاف است. این کار به منظور درک بهتر تاثیراتی که فرآیندهای کسب و کار، عقاید و متغیرهای انسانی بر ارزش کلی شرکت، در حال حاضر و در آینده دارند، انجام می شود.

همچنین به عنوان "حسابداری منابع انسانی" شناخته می شود.

کاهش ضریب رفتار حسابداری

در حسابداری رفتاری، ارزیابی یک شرکت فراتر از اعداد است و تلاش می کند تا عامل انسانی را شامل شود. حسابداری رفتاری برای اندازه گیری و ثبت این جنبه از یک کسب و کار است. حسابداری رفتاری به علت تأثیر محدودیت های زمانی، پاسخگویی، قضاوت ها و انگیزه های تصمیم گیرندگان فردی به علت علاقه خاصی به پژوهشگران است.

Behavioral finance, a sub-field of behavioral economics, proposes psychology-based theories to explain stock market anomalies, such as severe rises or falls in stock price. The purpose is to identify and understand why people make certain financial choices.  Within behavioral finance, it is assumed the information structure and the characteristics of market participants systematically influence individuals' investment decisions as well as market outcomes.
The efficient market hypothesis (EMH) proposes that at any given time in a liquid market, prices reflect all available information. There have been many studies, however, that document long-term historical phenomena in securities markets that contradict the efficient market hypothesis and cannot be captured plausibly in models based on perfect investor rationality. Many traditional models are based on the belief that market participants always act in a rational and wealth-maximizing manner, severely limiting these models' ability to make accurate or detailed predictions.

 

 

 

تازه ترین های مقالات

IMG_20181211_140940_985

حسابداری ارز

حسابداری ارز واحد پولی است که هنگام ثبت معاملات در دفتر اسناد
برو به بالا