نسبت گردش مالی

نسبت گردش مالی

نسبت گردش معادلات

 نسبت گردش مالی، یک روش حسابداری است که برای سنجش اثربخشی شرکت در گسترش اعتبار و جمع آوری بدهی ها در این اعتبار استفاده می شود. نسبت گردش مالی بدهی یک نسبت فعالیت را اندازه گیری می کند که چگونه یک شرکت از دارایی های کارآمد خود استفاده می کند.

نسبت گردش مالی بدهی ها می تواند با تقسیم ارزش خالص فروش اعتباری در یک دوره معین با حساب های دریافتی در طی مدت مشابه محاسبه شود. می توان میانگین دریافتی حساب را با اضافه کردن مقدار حساب های دریافتی در ابتدای دوره مورد نظر به ارزش آن ها در پایان دوره محاسبه و تقسیم بر دو کرد.

روش محاسبه نسبت گردش مالی دریافتی می تواند با فرمول زیر نمایش داده شود:

نسبت گردش مالی

 

فرمول تقسیم بازدهی بدهی محاسبه شده به عنوان فروش خالص اعتباری تقسیم بر تقاضای دریافتی میانگین

نسبت گردش مالی دریافتی اغلب به صورت سالیانه محاسبه می شود، هرچند که می توان آن را به صورت سه ماهه یا ماهانه محاسبه کرد.

نسبت گردش درآمد نیز اغلب با حساب های دریافتی حساب می شود، نسبت گردش مالی حساب دهی شده یا نسبت گردش مالی بدهکار است.

نسبت بازدهی بدهی ها

در اصل، نسبت گردش مالی دریافتی نشان دهنده کارآیی است که شرکت با اعتباری که به مشتریان می دهد، جمع آوری می کند. شرکت هایی که حساب های دریافتی را حفظ می کنند، به طور غیرمستقیم وام های بدون بهره را به مشتریان خود گسترش می دهند، زیرا حساب های دریافتنی بدون پرداخت پول است. به این ترتیب، به دلیل ارزش زمانی ارزش پول، یک شرکت پول بیشتری را از دست می دهد که طول می کشد تا در فروش خود جمع آوری کند.

ارائه مثال برای چگونگی محاسبه نسبت گردش مالی بدهی ها، فرض کنید که در سال 2017 شرکتA 800،000دلار در فروش خالص داشته باشد. همچنین فرض کنید که در اولین ماه ژانویه آن را 64،000 $ دریافت رسید و در 31 دسامبر آن 72،000 $ بودجه پذیرفتنی داشته است. با استفاده از این اطلاعات، می توان نسبت گردش مالی بدهی را برای سال 2017 را به روش زیر محاسبه کرد:

میانگین دریافتی = ($ 64،000 + $ 72،000) / 2 = $ 68،000

نسبت گردش مالی بدهی = $ 800،000 / $ 68،000 = 11.76

این بدان معنی است که شرکت A بدهی های خود را به طور متوسط ​​11.76 برابر در سال جمع آوری می کند. این عدد همچنین به عنوان نشان دهنده تعداد حسابهای دریافتی یک شرکت در طول یک سال را مشخص می کند. می توان میانگین طول مدت حساب های دریافتنی در یک سال مشخص را با تقسیم 365 با نسبت بازدهی بدهی برای آن سال تعیین کرد. برای این مثال، میانگین درآمد فروش حسابهای دریافتی 365 / 11.76 = 31.04 روز است. به طور متوسط ​​ پرداخت صورتحساب مشتری 31 روز طول می کشد. اگر این شرکت برای مدت زمانی که پرداخت ها باید انجام شود، یک سیاست 30 روزه داشته باشد، در این صورت میانگین درآمد حاصل از حسابرسی که نشان می دهد مشتری به طور متوسط ​​دیرتر پرداخت می کند.

تعرفه "نرخ بازدهی بدهی"

یک نسبت گردش مالی قابل قبول می تواند انواع مختلفی را در یک شرکت به وجود آورد. ممکن است این امر نشان دهد که یک شرکت به صورت نقدی کار می کند.

همچنین ممکن است نشان دهد که مجموعه ای از حساب های دریافتی شرکت، کارآمد است و شرکت دارای بخش بالایی از مشتریان با کیفیت است که به سرعت بدهی های خود را پرداخت می کنند. نسبت بالا نیز می تواند نشان دهد که این شرکت سیاست محافظه کارانه در مورد گسترش اعتبار خود دارد. اغلب می تواند یک چیز خوب باشد، زیرا این فیلتر کردن مشتریانی است که ممکن است در پرداخت بدهی های خود بیشتر به مدت طولانی بپردازند. از سوی دیگر، سیاست شرکت ممکن است بیش از حد محافظه کار باشد، اگر گسترش اعتبار برای شرکت بیش از حد دشوار است، می تواند بر روی مشتریان بالقوه خود حساب کند. در این مورد، یک شرکت ممکن است بخواهد سیاست هایی را برای بهبود کسب و کار بکارگیرد، هرچند ممکن است نسبت گردش مالی بدهی ها را کاهش دهد.

نسبت پایین بدهی، می تواند چند چیز در مورد یک شرکت را نشان دهد، مانند این که ممکن است شرکت فرآیندهای جمع آوری، سیاست اعتباری بد یا هیچکدام، یا مشتریان با مشکل مالی داشته باشد. از لحاظ نظری، نسبت کم نیز اغلب می تواند به این معنی باشد که شرکت مقدار زیادی از بدهی های نقدی را برای جمع آوری بدهی های مختلف خود دارد، اگر فرآیندهای جمع آوری آن را بهبود بخشد. به طور کلی، با این حال، نسبت پایین به این معنی است که شرکت باید سیاست های اعتباری خود را مجددا ارزیابی کند تا اطمینان حاصل شود که به موقع جمع آوری اعتبار اعطا شده است که سود شرکت را به دست نمی آورد.

استفاده از نسبت بازدهی بدهی ها

نسبت گردش مالی دریافتی دارای چندین عملکرد مهم دیگر است به غیر از صرفا ارزیابی اینکه آیا شرکت دارای مسائل جمع آوری شده در اعتبار است یا خیر. اگر چه این بینش مهمی را ارائه می دهد، اما تمام ماجرا را نمی گوید. به عنوان مثال، اگر یک شرکت بتواند نسبت بازدهی بدهی های شرکت را در طول زمان ردیابی کند، در مورد تاریخچه شرکت با صدور و جمع آوری اعتبار در مقایسه با یک مقدار می تواند بسیار بیشتر باشد. با نگاه کردن به پیشرفت، می توان تعیین کرد که آیا نسبت گردش مالی بدهی های شرکت در یک جهت خاص روند می گیرد یا اینکه الگوهای خاص تکراری وجود دارد. علاوه بر این، با ردیابی این نسبت در طول زمان در کنار درآمد، ممکن است قادر به تعیین اینکه آیا یک روش اعتباری به کمترین خطای شرکت کمک می کند.

در حالیکه این نسبت برای ردیابی تاریخچه معاملات دریافتی شرکت در طول زمان سودمند می باشد، همچنین ممکن است برای مقایسه گردش حسابهای دریافتنی چندین شرکت استفاده شود. اگر دو شرکت در صنعت یکسان باشند و گردش نسبت بدهی، نسبت به سایرین بالاتر باشد، ممکن است سرمایه گذاری مطمئن تر باشد.

محدودیت نسبت بدهی به حساب

مانند هر استاندارد که تلاش می کند تا کارایی یک کسب و کار را ارزیابی کند، نسبت سود دهی بدهی ها با مجموعه ای از محدودیت هایی که برای هر سرمایه گذار در نظر گرفته می شود قبل از استفاده از آن ضروری است.

یک نکته مهم در نظر این است که شرکت ها گاهی از کل فروش به جای فروش خالص در هنگام محاسبه نسبت خود استفاده می کنند که به طور کلی نسبت گردش مالی را افزایش می دهد. در حالی که این همیشه لزوما به معنای گمراه کننده نیست، باید به طور کلی سعی داشته باشید که چگونه یک شرکت محاسبه نسبت خود را قبل از پذیرش آن در ارزش اسمی، یا در غیر اینصورت باید نسبت به طور مستقل محاسبه شود.

بدهی ها می توانند در طول سال به طور چشمگیری متفاوت باشند. این به این معنی است که اگر یک نقطه شروع و انتهای برای محاسبه نسبت گردش درآمد بدهی خودسرانه را تعیین کند، این نسبت ممکن است منجر به واقعی بودن شرایط صدور و جمع آوری شرکت در اعتبار شود. به این ترتیب، مقادیر شروع و پایان محاسبه شده برای حسابهای دریافتی به طور متوسط ​​انتخاب شده باید به دقت انتخاب شوند تا بتوانند سال خوبی داشته باشند. برای این منظور حساب کاربری می تواند به طور متوسط ​​از حساب های دریافتی هر ماه در طی یک دوره 12 ماهه استفاده کند.

همچنین لازم به ذکر است که مقایسه نسبت های گردش مالی شرکت های مختلف تنها زمانی باید انجام شود که شرکت ها در صنعت یکسان باشند، و در حالت ایده آل، زمانی که آنها مدل های مشابه کسب و کار و تعداد درآمد نیز داشته باشند. بنگاه های با اندازه های مختلف ممکن است اغلب ساختارهای سرمایه ای بسیار متفاوت داشته باشند که می تواند تا حد زیادی بر محاسبات گردشگری اثر بگذارد و همین امر اغلب برای شرکت های صنایع مختلف نیز صادق است. نسبت گردش مالی دریافتی در مقایسه با شرکت های با تفاوت قابل توجهی در نسبت فروش که نسبتا سودمند نیست، زیرا تعیین نسبت بازدهی بدهی های یک شرکت با کمترین میزان فروش اعتباری، در مورد جریان نقدی این شرکت زیاد نشان نمی دهد.

در نهایت، یک نسبت بازدهی کم درآمد ممکن است لزوما نشان دهنده عدم صدور اعتبار شرکت و جمع آوری بدهی ها نباشد.  

The receivables turnover ratio is an accounting measure used to quantify a firm's effectiveness in extending credit and in collecting debts on that credit. The receivables turnover ratio is an activity ratio measuring how efficiently a firm uses its assets.

Receivables turnover ratio can be calculated by dividing the net value of credit sales during a given period by the average accounts receivable during the same period. Average accounts receivable can be calculated by adding the value of accounts receivable at the beginning of the desired period to their value at the end of the period and dividing the sum by two.

تازه ترین های مقالات

حسابرسی داخلی

حسابرسی داخلی

حسابرسی داخلی ارزیابی کنترل های داخلی شرکت، از جمله مدیریت شرکت و
هزینه فرصت

هزینه فرصت

هزینه فرصت ها نشان دهنده مزایای فرد، سرمایه گذار و یا کسب
برو به بالا