انتخاب سهم

نحوه انتخاب سهم در بورس

انتخاب سهم مناسب همواره به عنوان یکی از دغدغه های سرمایه گذاران مطرح بوده است و عموم سرمایه گذارن به هنگام ورود به بازار سرمایه با این مشکل مواجه می باشند و همواره به دنبال راهکارهای مناسب برای انتخاب و خرید یک سهم در قیمت مناسب می باشند. به طور کلی هر سرمایه گذاری در تحلیل و انتخاب یک سهم مناسب برای خرید باید یک سری فاکتورها و مولفه هایی را مد نظر قرار دهد که غالب سرمایه گذاران به آن توجهی ندارند. موضوعاتی که ممکن است برای هر سرمایه گذاری بدیهی باشد ولی به وقت عمل هیچگاه از آن استفاده نمی شود که این به مرور زمان به صورت عادت درآمده و به عنوان یک نقطه ضعف برای سرمایه گذار محسوب می شود.

استراتژی انتخاب سهم

باید توجه داشت که هیچ سیستم خطاناپذیری در انتخاب سهم وجود ندارد و هیچ روشی جادویی برای کسب ثروت وجود ندارد. البته این اصل بدان معنا نیست که نمیتوان از طریق بازار سرمایه ثروت خود را افزایش دهید. در زیر استراتژی های انتخاب سهم را مورد بررسی قرار  می دهیم:

1- تحلیل بنیادی Fundamental Analysis

تحلیل بنیادین یک شرکت شامل تحلیل گزارش‌ها مالی و سلامت مالی شرکت، مدیریت و امتیازات رقابتی، رقبا و بازارهای مربوطه ‌است. هنگامیکه این تحلیل در بازارهای فیوچر و فارکس به کار می‌رود، تمرکز اصلی بر شرایط اقتصادی، نرخ بهره، تولید، سودآوری و مدیریت است. وقتی سهام، قراردادهای آتی یا ارز مورد تحلیل بنیادین قرار می‌گیرد دو رویکرد اساسی وجود دارد: تحلیل پایین به بالا و تحلیل بالا به پایین. این عبارات جهت تمیز دادن چنین تحلیلهایی از سایر تحلیل‌های سرمایه‌گذاری نظیر تحلیل‌های کمی و تکنیکی است. تحلیل بنیادین بر اساس اطلاعات و داده‌های گذشته و فعلی با هدف پیش بینی مالی انجام می‌پذیرد. اهداف متعددی برای این تحلیل وجود دارد.

 ۱- تعیین ارزش سهام شرکت و پیش بینی تغییرات آتی قیمت
۲- برآورد عملکرد تجاری
۳- ارزیابی مدیریت و اتخاذ تصمیمات داخلی جهت محاسبه ریسک اعتباری

در تحلیل بنیادین اساس پیش بینی بر مبنای وقایع و رخدادهای واقعی پایه‌گذاری شده‌است. معامله گر با تحلیل اتفاقات و اخبار دنیای واقعی و بر اساس دانش و استراتژی خود، به پیش بینی بازار می‌پردازد. استراتژی روش محاسبه نقاط ورود به بازار و خروج از آن است. پایه نظر تحلیل گران بنیادی این است که تمام تغییرات در قیمتها حتماً یک علت اقتصادی بنیادی دارد. این نوع از تحلیل نسبت به تحلیل تکنیکال بسیار زمانگیرتر است و معمولاً همراه با جمع‌آوری اطلاعات از منابع مختلف ممکن می‌گردد.

2_تحلیل کیفی Qualitative Analysis

این تحلیل که گاها بخشی از تحلیل بنیادی در نظر گرفته میشود شامل نگاه کلی و ذهنیتری بر جنبههای کیفی شرکت میباشد. عوامل کیفی مورد بررسی شامل: مدیریت، فعالیت شرکت و چگونگی کسب درآمد، صنعت و رقابت می باشد.

3_سرمایه گذاری ارزشی Value Investing

این استراتژی در واقع انتخاب سهم هایی است که زیر ارزش ذاتی خود در بازار معامله میشوند. یک سرمایهگذار ارزشی به دنبال سهمهایی با شرایط بنیادی قوی است که به نسبت شرایط سهم در بازار ارزان به فروش میرسد و در این راستا عواملی مانند سود هر سهم، سود نقدی، ارزش دفتری و جریان نقد را زیر نظر دارد

4_سرمایه گذاری رشدی Growth Investing

در این استراتژی سرمایهگذار به دنبال سهام رشدی یا سهامی است که به اعتقاد او از پتانسیل باالیی برای رشد در آینده برخوردار است. در بیشتر اوقات سهام رشدی به سهامی اطالق می گردد که در مقایسه با صنعت و یا کل بازار رشد بالاتری را در EPS خود تجربه نماید.

معیارهای انتخاب سهم

سرمایه گذاری دربازار سهام نیازمند یک استراتژی مناسب بر اساس میزان سرمایه، دوره سرمایه گذاری، بازده انتظاری و ریسک پذیری سرمایه گذار است. اولین گام در اجرای استراتژی مذکور شناسایی سهام شرکتها با استفاده از روش های حرفه ای تجزیه و تحلیل مالی و اقتصادی است. با وجود پیچیدگی این روش ها، معیارهای معینی برای بررسی اولیه سهام شرکت ها وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می گردد

چشم انداز صنعت

اولین گام سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار، انتخاب صنعتی است که با توجه به تحوالت کالن اقتصاد داخلی و بین المللی دارای بیشترین پتانسیل رشد است. میزان رقابت و یا انحصاری بودن، سهولت ورود رقبای جدید، دسترسی به مواد اولیه و بازار محصول از جمله مواردی هستند که سودآوری شرکت ها در هر صنعت را تحت تأثیر قرار می دهند. در انتخاب صنعت باید به نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای آن صنعت توجه داشت.

وضعیت نقدینگی

مبلغ سود خالص در صورت سود و زیان الزامأ بیانگر همان میزان نقدینگی در شرکت نیست. وضعیت نقدینگی شرکت در »صورت جریان وجوه نقد« منعکس می شود. این صورت مالی منابع و مصارف وجوه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی، سرمایه گذاری و تأمین مالی شرکت را نشان می دهد که تغییرات وجوه نقد ناشی از فعالیتهای عملیاتی از اهمیت ویژه برخوردار است. مقایسه مانده وجوه نقد در پایان دوره با سود خالص اعالمی در همان دوره توانایی شرکت در پرداخت سود تقسیمی پیشنهادی را مشخص میکند.

سود آوری

 سودآوری در هر دوره مالی در »صورت سود و زیان« شرکت و با رقم سود خالص نمایش داده میشود که شامل دو بخش سود عملیاتی و غیر عملیاتی است. بخش عملیاتی شامل، ً درآمدها و هزینه هاییست که مستقیما با عملیات شرکت در ارتباط هستند. سود خالص بیشتر یعنی جذب باالتر، اما بهتر است به هماهنگی رشد سود خالص با سود عملیاتی، روند سودآوری در سالهای قبل و امکان تداوم آن در سال های آتی نیز توجه کرد. شرکتها موظفند برای سال مالی آتی صورت سود و زیان برآوردی خود را ارئه کنند.معموال در این گزارش برآورد سود هر سهم و سیاست تقسیم سود پیشنهادی نیز اعالم میشود. با بررسی میزان انحراف سود واقعی از مقادیر برآوردی در گذشته، میتوان نسبت به پیش بینی های شرکت اطمینان حاصل کرد

 میزان بدهی ها

 دارایی های هر شرکت از محل بدهی ها یا حقوق صاحبان سهام ٌتامین می شود. سهم باالی بدهی ها، در کسب دارایی ها، ریسک باالی شرکت را نشان می دهد که با کوتاه تر شدن دوره سررسید بدهی ها ریسک شرکت بیشتر می شود. توصیه می شود برای اطمینان از توانایی پرداخت تعهدات کوتاه مدت، دارایی هایی که در عملیات جاری شرکت استفاده شده و در کمتر از یک سال قابل تبدیل به نقد هستند (دارایی های جاری) مورد بررسی قرار گیرند.
نقد شوندگی سهم:
نقدشوندگی به سهولت خرید و فروش سهم در کمترین زمان، بدون تغییر قابل مالحظه در قیمت آن اشاره دارد. افزایش قدرت نقدشوندگی، کاهش ریسک سهم را به همراه دارد. تعداد روزهای فعال نماد معامالتی، تعداد خریداران و حجم معامالت روزانه، درجه نقدشوندگی سهم را نشان می دهد

 نسبت قیمت به سود برآوردی هر سهم

 این نسبت در ساده ترین روش قیمت گذاری سهام شرکت ها در بازار به کار می رود. حاصلضرب سود برآوردی در این نسبت، قیمت تقریبی هرسهم در بازار را نشان می دهد. باال بودن این نسبت بیانگر خوش بینی بازار به آینده شرکت بوده و تا زمانی که عموم سرمایه گذاران به قابلیت سودآوری شرکت اطمینان داشته باشند این نسبت باال خواهد ماند. هرگاه شرکت انتظارات آتی را محقق و سود خود را تثبیت کند، نسبت E/P آن تعدیل میشود. البته باید توجه داشت که بالا یا پایین بودن این نسبت به تنهایی نمیتواند معیار تصمیم گیری قرار گیرد و باید با متوسط صنعت و سایر شرکت های مشابه مقایسه شود.

درصد سهام شناور آزاد

بخشی از سهام شرکت است که در اختیار سهامداران غیر راهبردی قرار داشته و احتمال عرضه آن در بازار زیاداست. این دسته از سهامداران قصد نگهداری سهام جهت مشارکت در مدیریت شرکت را ندارند. هرچه درصد سهام شناور بیشتر باشد، حجم و سرعت گردش معامالت و در نتیجه قدرت نقدشوندگی سهام افزایش خواهد یافت

سیاست تقسیم سود

معموال شرکت ها با سود تقسیمی باالتر جذابیت بیشتری برای سرمایه گذاران دارند. طبق قانون تجارت سود قابل تقسیم عبارتست از سود خالص سال مالی شرکت منهای زیان انباشته، اندوخته قانونی و اندوخته های اختیاری بعالوه سود قابل تقسیم سالهای قبل که تقسیم نشده است. بنابراین ممکن است شرکت حتی با وجود سود خالص نتواند سودی را در مجمع تقسیم کند. عالوه بر مبلغ پرداخت سود، زمان پرداخت نیز اهمیت دارد. طبق قانون تجارت، شرکت ها باید سود تقسیمی مصوب را ظرف 8 ماه پس از برگزاری مجمع عمومی پرداخت کنند. برخی شرکتها برای حفظ نقدینگی در داخل شرکت، پرداخت سود را تا زمانیکه امکان پذیر است به تعویق می اندازند. با بررسی سابقه شرکت می توان به شناختی در رابطه با زمان پرداخت سود توسط آن شرکت دست یافت.

ترکیب سهامداران

هسته اصلی تصمیم گیری در شرکت اعضای هیئت مدیره هستند که توسط سهامداران تعیین میشوند. هرچه درصد بیشتری از سهام شرکت در اختیار یک گروه خاص باشد، بر انتخاب هیئت مدیره و یکپارچگی آن تاثیر بیشتری دارد، بطوریکه می توان تصمیمات شرکت را تابعی از سیاستهای آن گروه دانست. گاهی دو گروه از سهامداران به دلیل نفوذ یکسان در هیئت مدیره برای کسب یک کرسی بیشتر با جمع آوری سهام در بازار با یکدیگر به رقابت پرداخته و باعث افزایش قیمت می شوند. همچنین در برخی مواقع سهامداران عمده به عنوان حامی سهم عمل کرده و روند قیمتی آن را در شرایط نامطلوب کنترل و سهامداران خرد را از زیان های سرمایه ای حفظ می کنند. اطالع رسانی: اتخاذ تصمیم صحیح مستلزم در اختیار داشتن اطالعات دقیق و بموقع است. سرمایه گذاران باید سهم شرکتی را انتخاب کنند که از شفافیت اطالعاتی برخوردار بوده و از نظر اطالع رسانی دارای عملکرد مناسبی باشد. عدم اطالع رسانی مناسب و بموقع باعث قوت گرفتن شایعات و نوسانات شدید قیمتی می شود.


انتخاب سهم برای نوسان گیری

منظور از واژه نوسان در واقع همان تغییرات قیمت سهام است که در بازه‌های زمانی مختلفی ایجاد می‌شود. از آنجایی که در بازار بورس شاید بتوان بیشترین دفعات تغییرات قیمتی را نسبت به بازارهای دیگر مشاهده نمود، معمولاً تغییرات قیمتی در واحد زمان مورد بررسی بسیاری از افراد قرار می‌گیرد
‌نوسان‌گیری یک نوع استراتژی معاملاتی محسوب می­‌شود. در بازار بورس به نوسان‌گیری، سفته‌بازی نیز می‌گویند.
یکی از تکنیک های خوبی که برای انتخاب سهم برای نوسان گیری کاربرد دارد استفاده از نسبت ATR است. برای تایم فریم های مختلف این عدد قابل دستیابی در نرم افزارهای مختلف است. ATR که میانگین تغییرات قیمت در یک دوره مشخص است مخفف Average True Range می باشد.

سهم های بنیادی بورس کدامند؟

در حال حاضر سهم های بنیادین مثل فلزها، معدنی ها، و سهم های وابسته به دلار که صادرات غیر نفتی دارند با پتانسیل رشد های بیشتری مواجه هستند. به سرمایه گذاران غیر حرفه ای توصیه می شود در شرایط رونق بازار به جای ورود مستقیم به بورس از طریق صندوق های سرمایه گذاری وارد بازار سرمایه شوند. از روزهای رونق بورس باید استفاده کرد، اگر سهم بنیادی بخرید حتی اگر دوره رونق بورس کوتاه باشد، ضرر نمی کنید. تجربه بازار سهام نشان داده در زمان رونق، سهام بنیادی رشد زیادی را تجربه خواهند کرد.