انعطاف پذيری مالی

تاثير انعطاف پذيری مالی بر تصميمات سرمايه گذاری

انعطاف پذيری مالی نقش مهمي در توانمند ساختن مديران در خصوص سرمايه گذاری در آينده ايفا مي كند. مشكلات بازار سرمايه ، حفظ انعطاف پذيری را براي شركتها جهت استفاده از فرصتهاي سودآور الزامي كرده است . ميرز نشان داد كه چگونه تهديدات ناشی از بدهی شركتها ممكن است كه مانع استفاده آنها از فرصتهای سودآور شود، حتي هنگامي كه مديران و سهامداران علاقمند به استفاده از اين فرصتها هستند. تحصيل بهينه منابع منجر به موفقيت شركتها در بازار شده و شركتها از اين طريق مي توانند فرصتهاي بازار را با موفقيت دنبال كنند و از مزايای فعاليت در بازار بهره مند شوند.

بيان مسئله

مديران بيان كرده اند كه انعطاف پذيری نقش مهمي در توانمند ساختن آنها در بر مبناي بحثهای خصوص سرمايه گذاري در آينده ايفا مي كند، مشكلات بازارو ميرز صورت گرفته توسط موديگلياني و ميلر سرمايه، حفظ انعطاف پذيری را براي شركتها جهت استفاده از فرصتهاي سودآور الزامي كرده است.

ميرز نشان داد كه چگونه تهديدات ناشي از بدهي شركتها ممكن است كه مانع استفاده آنها از فرصتهاي سودآور شود ، حتي هنگاميكه مديران و سهامداران علاقمند به استفاده از اين فرصتها هستند. شركتهاي داراي انعطاف پذيری مالي ميزان قدرت استقراض ذخيره اي براي خود نگه مي دارند تا بتوانند در سالهاي بعد از سياست محافظه كاري، سرمايه گذاري بيشتري كنند. طبق مطالب فوق ، انعطاف پذيری مالي بايد رابطه مستقيم و تاثير مهمي بر مخارج سرمايه اي داشته باشند. همچنين شركتهاي منعطف مي توانند بعد از يك دوره سياست اهرمي پايين ، راحتتر وجوه خود را براي تامين مالي پروژه هايشان بكار گيرند و توانايي سرمايه گذاري آنها بايد كمتر وابسته به وجوه داخلي باشد. در نتيجه بايد انتظار داشته باشيم كه يك رابطه منفي بين سرمايه گذاري و عامل گردش وجوه نقدي وجود داشته باشد.

به دليل ابهامات زياد در استفاده از اين واژه ، قضاوت در مورد انعطاف پذيری ، معمولا ذهني و غير رسمي هستند و ميزان انعطاف پذيری نيز به ندرت بررسي و اندازه گيري مي شود. انعطاف پذيری مالي نشانگر توانايي يك شركت براي رويارويي براي مواجه شدن با اتفاقات آينده است.

انعطاف پذيری مالی به عنوان درجه اي از ظرفيت يك شركت است كه مي تواند منابع مالي خود را در جهت فعاليتهاي واكنشي تجهيز كند تا ارزش شركت را به حداكثر تمام استفاده هاي انعطاف پذيری در ادبيات مالي وابسته برساند ؛جنبه هاي ماهيت واكنشي و محافظتي ان مي باشد.

گامبا و تريانتيس در تحقيق خود براي تدوين مدلي براي اندازه گيري انعطاف پذيری مالي ، انعطاف پذيری مالی را توانايي يك شركت براي دستيابي و تجديد ساختار كردن تامين مالي خود با تامين مالي كم هزينه تر تعريف كردند. آنها بيان كردند شركتهاي داراي انعطاف پذيری مالي داراي توان اجتناب از درماندگي مالي  در مواجهه با شوكهاي منفي مي باشند و هنگاميكه فرصتهای سودآور افزايش مي يابد با هزينه پايين سرمايه گذاری مي كنند.

دونالدسون از اصطلاح پويايی مالی استفاده مي كند و آن را اينگونه توضيح مي دهد : ظرفيت هدايت استفاده از منابع مالي در راستاي اهداف مديريت كه منجربه اطلاعات جديد در مورد شركت و شرايط محيطي مي باشد. دونالدسون به ويژه پويايي مالي را هنگاميكه هدف شركت يافتن نقطه بهينه تركيب منابع مالي مي باشد در ارتباط با تصميمات ساختار سرمايه مي داند.

هيث انعطاف پذيری مالی شركت را توانايي اقدام اصلاحي براي برطرف كردن مازاد پرداختي وجوه نقد بر دريافتهاي نقدي پيش بيني شده با حداقل تاثير بر در امد فعلي و آينده يا ارزش بازار سهام شركت توضيح مي دهد.ديدگاه هيث را در مورد تعريف انعطاف انجمن حسابداران خبره آمريكا پذيری مالی را اينگونه مي پذيرد : انعطاف پذيری مالی توانايي براي انجام اقداماتي است كه مازاد نياز و پرداختهاي نقدي بر منابع پيش بيني شده را حذف مي كند.

در مفاهيم نظري استانداردهاي حسابرسي ايران،  انعطاف پذيری مالی عبارت است از توانايي واحد تجاري مبني بر اقدام مؤثر جهت تغيير ميزان و زمان جريانهاي نقدي آن  به گونه اي كه واحد تجاري بتواند درقبال رويدادها و فرصتها ي غيرمنتظره واكنش نشان دهد. انعطاف پذيری مالی واحد تجاري را قادر مي سازد تا از فرصتها ي غيرمنتظره سرمايه گذاري به خوبي بهره گيرد و در دوران ي كه جريانهاي نقدي حاصل از عمليات مثلاً بدليل كاهش غيرمنتظره در تقاضا برا ي محصولات توليدي واحد تجاري در سطح پايين و احتمالاً منفي قرار دارد به حيات خود ادامه دهد.

با توجه به اينكه شناخت كمي در مورد انعطاف پذيری مالی و تاثير آن در بالابردن توانايي سرمايه گذاري وجود دارد، لذا اين تحقيق در تلاش است اين خلا را پر نمايد. همچنين شناخت سياستهاي مالي و رابطه آنها با ميزان سرمايه گذاري شركتها مي تواند كمك زيادي در برنامه ريزيهاي مالي در شركتهاي بورس اوراق بهادار تهران بنمايد. بدين ترتيب هدف اصلي اين تحقيق بررسي اين موضوع مي باشد كه آيا شركتهاي داراي انعطاف پذيری مالی توانايي انجام هزينه هاي سرمايه اي بيشتري نسبت به شركتهاي غير منعطف مالي دارند و آيا شركتها در هنگاميكه داراي انعطاف پذيری مالی مي باشند ، از وجوه نقد داخلي خود جهت سرمايه گذاري استفاده مي كنند.

نتايج حاصل از آزمون فرضيه هاي تحقيق

فرضيه اول: در شركتهای دارای انعطاف پذيری مالی، هزينه هاي سرمايه اي بيشتر از شركتهاي داراي انعطاف پذيری مالی كمتر است.

نتيجه آزمون: براساس نتايج بدست آمده از آزمون مقايسه ميانگين در بين دو گروه از شركت هايي كه داراي انعطاف پذيری مالی و شركت هايي كه داراي انعطاف پذيری مالی كمتر، تفاوت معناداري در هزينه هاي سرمايه اي ندارند. به بيان ديگر با واقع نشدن آماره محاسبه شده آزمون مقايسه ميانگين در ناحيه بحراني، فرضيه صفر رد نشده است. بنابراين فرضيه تحقيق تائيد نشده است.

تفسير نتيجه آزمون: با توجه به اينكه داده ها از يك نمونه تصادفي و با وسيله معتبر و روا گردآوري شده است، بنابراين نتيجه بدست آمده را مي توان با استناد به تئوري احتمالات به جامعه آماري تعميم داد. بنابراين شواهد موجود و تئوري احتمالات از نبود تفاوت در ميانگين هزينه هاي سرمايه اي در بين شركت ها با انعطاف پذيری مالی و غير انعطاف پذيری مالی حمايت كرده است و با توجه به اينكه نمونه گيري به صورت تصادفي انتخاب شده و داده هاي گردآوري شده از اعتبار و روايي لازم برخوردار هستند و با رعايت و لحاظ كردن شرايط از آزمون مناسب استفاده شده است، بنابراين مي توان نتيجه بدست آمده را به جامعه آماري تحقيق يعني شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تعميم داد.

مقايسه با نتايج تحقيقات پيشين: نتيجه بدست آمده از آزمون فرضيه بر خلاف انتظار پژوهش تحقيق است. اين نتيجه برخلاف يافته تحقيق مارچيكا و مورا  در دانشگاه منچستر انگلستان در سال 2007 است.

فرضيه دوم: در شركتهاي داراي انعطاف پذيری مالی، بين گردش وجوه نقد و هزينه هاي سرمايه اي رابطه وجود دارد.

نتيجه آزمون: براساس نتايج بدست آمده از آزمون همبستگي و همبستگي جزئي و همچنين تحليل رگرسيون با كنترل متغير انعطاف پذيري رابطه بين گردش وجوه نقد و هزينه هاي سرمايه اي معنادار مشاهده نشده است. به بيان ديگر آماره محاسبه شده آزمون كوچكتر از آماره بحراني بوده و با واقع نشدن آماره محاسبه شده در ناحيه بحراني، فرضيه صفر رد نشده است. بنابراين فرضيه تحقيق تائيد نشده است.

تفسير نتيجه آزمون: نتايج بدست آمده نشان داده است كه رابطه بين گردش وجوه نقد و هزينه هاي سرمايه اي معكوس و معنادار است. با كنترل نقش انعطاف پذيری مالی در تاثير گردش وجوه نقد بر هزينه هاي سرمايه اي، رابطه بين گردش وجوه نقد و هزينه هاي سرمايه اي شركت هايي كه از انعطاف پذيری مالی كمتري برخوردارند، معكوس و معنادار بوده اما رابطه بين گردش وجوه نقد و هزينه هاي سرمايه اي شركت هايي كه داراي انعطاف پذيری مالی هستند، معنادار مشاهده نشده است.

مقايسه با نتايج تحقيقات پيشين : نتيجه بدست آمده از آزمون فرضيه مطابق با انتظار پژوهش تحقيق نيست . اين نتيجه برخلاف يافته تحقيق مارچيكا و مورا در دانشگاه منچستر انگلستان در سال 2007 است . در تحقيق نامبردگان رابطه قوي بين انعطاف پذيری مالی و سرمايه گذاري وجود دارد.

Financial flexibility will play an important role in empowering managers to invest in the future. Capital market problems require firm resilience to use profitable opportunities. Mears showed how threats from corporate debt might prevent them from benefiting from profit opportunities, even when managers and shareholders are keen on taking advantage of these opportunities. Resourceful studying leads to the success of companies in the market, and companies can successfully pursue market opportunities and benefit from the benefits of operating in the market.

منبع:مجله مهندسي مالي و مديريت پرتفوي