فرهنگ مالیاتی

ارتقا فرهنگ مالیاتی

بی تردید مالیات ها منبع اصلی درآمد برای هر کشوری در جهان معاصر هستند. به همین دلیل هر کشوری به طور کلی تلاش می کند تا وضعیت عمومی و کیفیت سیستم مالیاتی خود را بهبود بخشد. عدم پرداخت مالیات، در قالب اجتناب مالیاتی و فرار از مالیات، شایع ترین مشکل مالیات است. با این حال، به طور گسترده ای اعتقاد بر این است که دولت می تواند با تضمین یک نظام مالی کارآمد و همچنین فرهنگ مالیات سالم، بر این مشکل غلبه کند.

به طور کلی دو جزء روش مالیاتی وجود دارد: مجموعه ای از قوانین مالیاتی دقیق و مدیریت مالیات کارآمد برای اجرای این قوانین است. این نوع روش مالیاتی، جمع آوری مناسب و سریع مالیات را تضمین می کند. اصلاحات مالیاتی نیز عمدتا در اطراف نظام مالیاتی متمرکز می شود، در حالی که نادیده گرفتن جنبه مهم دیگرفرهنگ مالیاتی مشکل ساز می شود. معمولا، در غیاب یک فرهنگ مالیات سالم، حتی یک نظام مالیاتی کارآمد ممکن است با فقدان «اهداف مالیاتی» نیز مواجه شود. بنابراین، برای اینکه نظام مالیاتی موفق شود، باید لزوما با فرهنگ مالیاتی آن سازگار باشد.

فرهنگ مالیاتی، به معنای کلی آن، رفتارهای مالیاتی غالب و قوانین مالیاتی در یک کشور خاص را نشان می دهد. نگرش و رفتار هر دو مالیات دهندگان و جمع آوری مالیات، مبنای اساسی برای فرهنگ مالیات را تشکیل می دهند. استاد آلمانی، دکتر Birger Nerre، فرهنگ مالیاتی را "کل تمام مؤسسات رسمی و غیر رسمی مرتبط با سیستم مالیاتی و اجرای عملی آن، که از لحاظ تاریخی در فرهنگ کشور تعبیه شده است، از جمله وابستگی ها و روابط ایجاد شده توسط تعامل فعلی آنها" تعریف می کند.

فرهنگ مالیاتی

ذهنیت مالیاتی یک پدیده مهم است که اساسا با فرهنگ مالیاتی همراه است. این شامل نگرش و رفتار شهروند پرداخت مالیات در برابر دولت است. این دو جنبه دارد – "روح مالیاتی" و "نظم مالیاتی". روحیه مالیاتی نشان می دهد که سطح تمایل و شور و شوق شهروندان برای پرداخت مالیات در چه حد است. از سوی دیگر، نظم مالیاتی نشان دهنده ظرفیت و آموزش شهروندان است تا اطمینان حاصل شود که قوانین حصول اطمینان از پذیرش مالیات است. بنابراین، صداقت، بازی عادلانه و احساس وظیفه ای که مردم نشان می دهند، همواره به ارتقای فرهنگ مالیاتی سالم کمک می کنند.

مدیر کل اداره مالیات ملی اعلام کرد: "شهروندان امروز ایران بیش از هر زمان دیگری از نتایج متعدد و منافع فراوان پرداخت مالیات در رفاه و ساخت شهرها و روستاها و توسعه زیرساخت های شهری و همچنین ترویج اهداف دولت در زمینه های امنیتی، بهداشت، آموزش و پرورش و تامین مالی امور مالی فعلی کشور است. البته این آشنایی نسبی با موضوع مالیاتی و پیامدهای آن، نتیجه تبدیل برنامه های تولید فرهنگ مالیاتی و همچنین انتقال موثر و به موقع اطلاعات در فواصل مختلف است. امروزه، صرف نظر از تعداد کمی از مردم، همه از اهمیت جداسازی وابستگی اقتصادی به درآمد نفت و استفاده موثر از این سرمایه چند نسلی برای توسعه زیرساخت های کشور و پیشرفت پروژه های مدنی آگاهی دارند. این آگاهی عمومی درباره موقعیت بحرانی رژیم مالیاتی با پیامدهای مختلف از جمله تامین درآمد عمومی کشور، توزیع ثروت در جامعه و گسترش عدالت اجتماعی علاوه بر ثبات اقتصادی و حمایت از اقتصاد کشور با منابع سالم و پایدار بدون شک اهمیت زیادی دارد . مهمترین نیاز فعلی کشور، افزایش بهره وری و توانایی رژیم مالیاتی به عنوان مطلوب ترین نوع بودجه هزینه های مالی کشور و اجزای مختلف سیستم است که برای جذب مشارکت مدنیو گسترش عدالت اجتماعی، استفاده مؤثر از ظرفیت های اقتصادی استفاده نشده و حداکثر تأمین هزینه های فعلی کشور به دلیل درآمد حاصل از درآمد داخلی می باشد. به خصوص در سال جاری که طرح جامع مالیات در دستور کار سازمان قرار گرفته است به عنوان اقدام 95 و اصلاح قانون جدید مالیات مستقیم نیز به مرحله اجرایی نزدیک می شود، همبستگی و هماهنگی بین دولت و ملت دو برابر اهمیت است. این در حالی است که اصلاحات کامل و اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده یکی از پروژه های اصلی اداره مالیات ملی ایران است.

Undeniably, taxes are the primary source of revenue for any country in the contemporary world. This is the reason each country generally endeavours to improve the general state and quality of its taxation system. Tax noncompliance, in the form of tax avoidance and tax evasion, is the most common taxation problem. However, it is widely believed that a state can overcome this problem by ensuring an efficient tax regime as well as a healthy tax culture.

There are generally two components of a tax regime- a set of stringent taxation laws, and an efficient tax administration to effectively enforce these laws. This sort of tax regime ensures the adequate and prompt collection of taxes. Like most of the countries in the world the tax reforms primarily revolve around the tax regime while ignoring altogether the other important aspect- the tax culture. Usually, in the absence of a healthy tax culture, even an efficient tax regime may also fail to perform well by missing the ‘tax targets’. Therefore, for a tax regime to be successful, it should necessarily be compatible with its tax culture.

تازه ترین های مقالات

برو به بالا