مقیاس رفاه اجتماعی

مقیاس رفاه اجتماعی

رفاه اجتماعی زمانی اتفاق می افتد که یک شرکت یا کسب و کار رشد می کند‌ و‌ هزینه های هر واحد افزایش می یابد. این اتفاق زمانی می افتد که مقیاس اقتصاد دیگر برای یک شرکت کار نمی کند. براساس این اصل، یک شرکت به جای اینکه هزینه های تولید را افزایش دهد، هزینه های حاشیه ای را افزایش می دهد. ناسازگاری مقیاس ممکن است به دلایل مختلف رخ دهد، اما اصلی ترین علت آن معمولا از دشواری مدیریت نیروی کار فزاینده حاصل می شود.

درهم شکستن مقیاس رفاه اجتماعی

به  سه دلیل مقیاس رفاه اجتماعی در هم می شکند . اول، وضعیت بیش از حد جمعیت است، در حالیکه کارکنان و ماشین آلات در مسیر یکدیگر قرار می گیرند، و بهره وری عملیاتی را کاهش می دهد. وضعیت دوم زمانی اتفاق می افتد که سطوح بالایی از ضایعات عملیاتی به دلیل عدم هماهنگی مناسب وجود دارد. دلیل سوم و نهایی برای ناتوانی در مقیاس زمانی اتفاق می افتد که یک اختلاف سطح مطلوب بین خروجی و عملیات های مختلف وجود دارد. اساسا، درهم شکستن مقیاس نتیجه‌ی درد یک شرکت در حال رشد است که قبلا متوجه مزایای کاهش هزینه های مقیاس شده است.

مشکلات فقدان مقیاس رفاه اجتماعی

عدم توجه به مقیاس می تواند به دلایل بسیاری رخ دهد، اما به طور کلی به علت مشکلات مدیریت نیروی کار بزرگتر بوجود می آیند. چندین مشکل را می توان با فقدان مقیاس شناخت. اول، ارتباط کمتر موثر است. وقتی یک کسب و کار گسترش می یابد، ارتباط بین بخش های مختلف مشکل تر می شود،کارکنان ممکن است دستورالعمل‌های صریح و یا انتظاراتی از مدیریت داشته باشند. در بعضی موارد، ارتباطات نوشته شده بیشتر درجلسات رودر رو می شود، که می تواند منجر به بازخورد کمتر شود. یکی دیگر از نقاط ضعف در کاهش مقیاس، انگیزه است. کسب و کارهای بزرگتر می توانند انگیزه‌ی کارکنان را از بین ببرند و احساساتشان را کاهش دهند، که می تواند منجر به کاهش بهره وری شود.

نمونه هایی از فقدان مقیاس رفاه اجتماعی

اثر جمعیت بیش از حد در یک سازمان اغلب علت اصلی ناتوانی در مقیاس است. این اتفاق زمانی می افتد که یک شرکت به سرعت رشد می کند، فکر می کند که می تواند به مقیاس سالم دست یابد.اما اگر، برای مثال، یک شرکت بتواند هر واحد هزینه محصول خود را هر بار که یک دستگاه را به انبار خود اضافه می کند، کاهش دهد، ممکن است فکر کند که خارج کردن تعداد ماشین ها از راه های عالی برای کاهش هزینه ها است. با این حال، اگر یک نفر به کار کردن یک دستگاه نیاز داشته باشد و 50 دستگاه به انبار اضافه شده است، شانس خوبی وجود دارد که این 50 کارمند اضافی در مسیر یکدیگر قرار بگیرند و تولید همان میزان خروجی در ساعت را سخت می کند . این هزینه ها را افزایش می دهد و خروجی را کاهش می دهد.

بعضی اوقات، ناهنجاری های مقیاس در یک سازمان اتفاق می افتد. زمانی که یک کارخانه شرکت نمی تواند همان مقدار تولید را برای یک کارخانه مرتبط دیگر تولید کند. به عنوان مثال، اگر یک محصول از دو جزء تشکیل شده باشد، ابزار A و gadget B، diseconomies ممکن است کاهش مقیاس رخ دهد، اگر gadget B بطور کندتر از gadget A تولید شود. این باعث می شود که شرکت تولید کننده، ابزار A را افزایش دهد.

در نهایت، به دلیل افزایش تولید، هزینه های تدارکاتی حمل کالاها به بازارهای دور، می تواند به اندازه کافی برای جبران هزینه  افزایش یابد. به عنوان مثال، هنگامی که یک شرکت تولید کننده گیاه قادر به تولید یک خروجی بزرگ در یک مکان است، شرکت در این کارخانه تولید می کند. و نیاز به حمل محصول به مکان های دور، هزینه ها را افزایش می دهد ، به جای آنکه کاهش دهد.

Diseconomies of scale happen when a company or business grows so large that the costs per unit increase. It takes place when economies of scale no longer function for a firm. With this principle, rather than experiencing continued decreasing costs and increasing output, a firm sees an increase in marginal costs when output is increased. Diseconomies of scale can occur for variety of reasons, but the cause usually comes from the difficulty of managing an increasingly large workforce.