نقدشوندگی

ریسک نقدشوندگی

يكي از موضوع هاي اساسي در سرمايه گذاري ارزشيابي دارايي هاست. ارزش ذاتي هر دارايي عبارت است از ارزش فعلي جريان هاي نقدي آتي دارايي، كه علاوه بر زمان وقوع، نرخ تنزيل نيز مورد توجه قرار ميگيرد. نرخ تنزيل يا بازده مورد انتظار هر دارايي، نشان دهندة بازدهي از دست رفته تحت شرايط ريسك مساوي ناشي از تحصيل آن دارايي است . يكي از عوامل مؤثر بر ريسك دارايي ها قابليت نقدشوندگی آنهاست نقش عامل نقدشوندگی در ارزش گذاري داراييها حايز اهميت است، زيرا سرمايه گذاران به اين موضوع توجه دارند كه اگر بخواهند دارايي هاي خود را به فروش رسانند، آيا بازار مناسبي براي آنها وجود دارد يا خير؟

شواهد تجربي نيز نشان ميدهند كه عامل نقدشوندگی در تصميمگيريها نقش مهمي را ايفا مينمايد، اما بهرغم مطالعات بسياري كه در اين زمينه از سوي پژوهشگران صورت گرفته است، هيچ يكنواختي در انتخاب معيار قابل قبول از نقدشوندگی بازار  وجود ندارد.

هر چه بازارها توسعه يابند، ابزارهاي جديدتري براي پاسخگويي به نيازهاي سرما يهگذاران تعريف ميشوند. سرمايهگذاران در صورتي دارايي با ريسك بالاتر را ميپذيرند كه بازده بالاتري را عايد آنها سازد و لذا يكي از عوامل مؤثر بر ريسك د ارايي قابليت نقدشوندگی آن است. هر چه نقدشوندگی كمتر باشد، سهم جذابيت كمتري پيدا ميكند.
تحقيقات اخير بر نگرش سرمايهگذاران در مورد نقدشوندگی و اين كه آيا نقدشوندگی نماينده فاكتور ريسك سيستماتيك است يا خير، تمركز دارند و در پي بهترين تعريف از نسبت عدم نقدشوندگی هستند. در اين رابطه آميهود نسبت عدم نقدشوندگی را به صورت نسبت قدر مطلق بازده روزانه سهام به حجم معامله آن سهم در همان روز تعريف كرده است. يكي ديگر از مواردي كه اخيراً مدنظر قرار گرفته ، ميزان سهام شناور شركت است . سهام شناور آزاد درصدي از سهام يك شركت است كه براي معامله دربازار سهام در دسترس سرمايه گذاران بوده ، بدون هيچ گونه محدوديتي قابل معامله باشد. ویل سهام شناور آزاد را به عنوان سهمي از سرمايه موجود براي فروش در بازار تعريف و از آن را به عنوان معيار نقدشوندگی استفاه مي كند.
مدل بازده تعديل شده به لحاظ سهام شناور بيان مي نمايدكه در معادله ريسك نقدشوندگی با معكوس سهام شناور متناسب است تحقيق حاضر به منظور آزمون اينكه آيا ريسك نقدشوندگی تنها عاملي است كه در مدل پيشنهاد شده توسط ويل در قيمتگذاري سهام شركت هاي بورس اوراق بهادارتهران لحاظ شده است. براي سال هاي 1383_1386 صورت گرفته است. همچنين، ساير فاكتورهاي ريسك (ريسك سيستماتيك، اندازه شركت ، ارزش دفتري به ارزش بازار سهام) و همچنين سهام شناور را نيز كه به طور گسترده در قيمتگذاري دارايي ها به منظور توضيح بازدههاي مقطعي استفاده مي شده است ، در نظر مي گيرد.

شروع تحقيقات در رابطه با ريسك عدم نقدشوندگی كه گاهي با عنوان ريسك نقدشوندگی به آن پرداخته شده است، به اواسط دهه 80 ميلادي بازميگردد. اين موضوع بهرغم ريشهاي بودن آن جزو تحقيقات جديد در زمينه مديريت مالی محسوب مي شود. هر چند كه طي همين مدت اندك نيز افراد بسياري به مطالعه اين جنبه از ريسك دارايی های مالی، بخصوص در بازار سهام پرداخته اند و نتايج مطالعات اوليه در اين زمينه بسيار متفاوت بود . در برخي موارد ميان بازده و عدم نقدشوندگی رابطه مثبت بسيار قوي نشان داده شده است، در حالي كه در برخي ديگر رابطه خاصي ميان اين دو به اثبات نرسيده است. بعضي ديگر وجود اين رابطه را مختص  به ماه ژانويه دانسته اند.

اما به طور كلي، اين پرسش كه آيا نقدشوندگی بازده دارايي را تحت تأثير قرار ميدهد يا خير تاكنون به طور كامل و با اطمينان پاسخ داده نشده است. البته با اين حال مطالعات در اين زمينه متوقف نشده است، چرا كه همين تحقيقات نشان داده است كه اين عامل بر بازده دارايي مؤثر است و سرمايه گذاران همواره آن  را در نظر دارند.
عدم نقدشوندگی موردانتظار بازار داراي رابطه مثبت با مازاد بازده پيش بيني شده سهام است. او در پژوهش خود اثبات نموده است كه بخشي از مازاد بازده موردانتظار را ميتوان به وسيله صرف عدم نقدشوندگی بيان نمود. او از نسبت قدرمطلق بازده سهام به حجم معاملات برحسب دلار به عنوان معيار عدم نقدشوندگی در تحقيق خود استفاده نموده است. وي اثبات كرده است كه عدم نقدشوندگی تأثير بيشتري بر صرف سهام شركت هاي كوچك دارد.
اندازه شركت به عنوان شاخص نقدشوندگی اثر منفي و معناداري بر بازده شركت ها دارد. آنها اعلام نمودند كه شركت هايي كه نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار آنها بالا (پايين) است، به طوركلي خيلي ضعيف (قوي)  هستند . بنابراين، سرمايهگذاران نيازمند صرف بازده براي جبران ريسك اضافي متحمل شده از طريق نگهداري سهام شركت هايي با نسبت ارزش دفتري سهام به ارزش بازار افتادگي كاهش يابد، سهام موردنظر داراي ريسك بيشتري خواهد بود، زيرا تغييرات بازده افزايش مييابد.
تعداد بسيار زيادي از داراييها داراي خصوصيات نقدشوندگی اندكي هستند و هميشه نميتوان آنها را فوراً معامله كرد. او در اين تحقيق نقش عامل نقدشوندگی را در قيمتگذاري داراييها بررسي نموده است . در بازارسهام برخي داراييها داراي نقدشوندگی بالايي هستند، اما برخي ديگر در دوره هاي نسبتاً طولاني مورد معامله قرار ميگيرند . عدم نقدشوندگی تأثير بسيار چشمگيري بر تصميمگيري پرتفوي بهينه دارد .ارزش يك دارايي با نقدشوندگی بالا ميتواند 25 درصد بيش از ارزش يك دارايي غيرنقدشونده ارزش داشته باشد.

مارشال و يانگ به رابطه نقدشوندگی و بازده سهام پرداختهاند. معيارهاي نقدشوندگی مورد استفاده در اين تحقيق، شكاف بين قيمت پيشنهادي خريد و فروش و نرخ گردش است. او در مدل خود از عوامل بازده بازار و اندازه شركت استفاده نموده است. او نتيجه گرفت كه تأثير عامل اندازه شركت بربازده سهام منفي بوده است.
آچاريا و پدرسن  يك مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايهاي ارائه دادند كه در آن ارتباط بين بازده موردانتظار بازار و نقدشوندگی موردانتظار يك سهم بررسي گرديد. آنها معتقدند كه يك سهم با نقدشوندگی كم تأثير همزمان اندك بر بازده سهم و همچنين تأثير آن بر بازده قابل پيشبيني آينده آن سهم زياد است. همچنين، سهام داراي بازده جاري اندك، ولي بازده قابل پيشبيني آتي بالا باشد، داراي نقدشوندگی باثبات است. داتار نايك و راد كليف نسبت گردش را كه آميهود و مندلسون در  سال 1986 پيشنهاد نموده اند، به عنوان شاخصي براي نقدشوندگی استفاده كردهاند. آنها دريافتند كه نقدشوندگی نقش معنيداري در توضيح تغييرات برش عرضي بازده سهام دارد. آنها از عوامل كنترلي مانند اندازه شركت، نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار و بازده بازار به عنوان عوامل نقدشوندگی  استفاده نموده اند.

نتیجه

ريسك نقدشوندگی كه به عنوان معيار حساسيت بازده سهام تعبير ميشود و بيان شده است كه از آنجا كه اين ريسك نقدشوندگی نميتواند كليه تغييرات مقطعي در بازده را توضيح دهد، ساير عوامل ريسك (ريسك بازار يا ريسك سيستماتيك، اندازه شركت و نسبت ارزش دفتري به ارزش بازار)  و سهام شناور نيز بايد در نظر گرفته شوند، كه در اين مقاله همبستگي معيار ريسك نقدشوندگی تأييد ميشود، اما به دليل معناداري بسيار ضعيف آن را به عنوان يك معيار تجربي منطقي در نظر گرفته نمي شود، اما ريسك بازار يا ريسك سيستماتيك، اندازه شركت و سهام شناور قدرت مشخصي در توضيح تغييرات مقطعي در بازده دارند . همچنين، در بررسي ها مشخص شد كه ريسك بازار يا ريسك سيستماتيك و ريسك نقدشوندگی نيز رابطه معناداري دارند.