پايداری اقلام تعهدی

نقش تحريفات موقت حسابداری در كاهش پايداری اقلام تعهدی

شناخت ويژگيهاي پايداری اقلام تعهدی يكي از اهداف مهم تحقيقات حسابداری مالی است. اقلام تعهدي محصول مستقيم حسابداری تعهدی است كه اساس حسابداری و گزارشگري مالي را تشكيل مي دهد. محور اصلي حسابداری تعهدی، شناسايي و اندازه گيري داراييها و بدهيها، همراه با نشان دادن تغييرات غيرنقدي در داراييها و بدهيها است. يكي از اهداف اصلي تحقيقات در حوزه حسابداری مالی، بررسي چگونگي كمك اقلام تعهدي به تصميم گيري سرمايه گذاران است.

شواهد تحقيق دي چاو حاكي از آن است كه سود تعهدي، عملكرد شركت را بهتر از سود نقدي نشان مي دهد؛ اما به دنبال آن اسلوان نشان داد كه در الگوي پيش بيني سودآوري شركتها پايداري جزء تعهدي سود از جزء نقدي آن كمتر است. به نظر اسلوان  هر چند حسابداری تعهدی خلاصه عملكرد شركتها را بهتر از حسابداری نقدی نشان مي دهد، در ارزيابي عملكرد شركتها بايد به اقلام تعهدي، وزن و اهميت كمتري داده شود در حالي كه يافت ههاي او حاكي بود كه سرمايه گذاران در ارزيابيهاي خود به اقلام تعهدی وزن كمتری نمي دهند و به همين دليل دچار خطا مي شوند. در واقع سرمايه گذاران دخالت ذهنيت را در براورد اقلام تعهدي بدرستي در نمي يابند.

براي بررسي تأثير ذهني بودن انداز هگيري اقلام تعهدي بر پايداري آنها در اين مقاله اقلام تعهدي به دو بخش رشد و كارايي تجزيه شده است. بخش رشد به اقلام تعهدي قابل انتساب به رشد خروجيهاي شركت يعني رشد فروش و بخش كارايي آن به اقلام تعهدي غيرمرتبط با رشد خروجيها اشاره دارد. در ادامه مقاله به ترتيب مباني نظري، پيشينه موضوع، فرضيه ها، روش تحقيق، يافت هها و در نهايت بحث و تفسير نتايج و پيشنهادها ارائه مي شود

مبانی نظری

قبل از پرداختن به قضية پايداری اقلام تعهدی، ارائة تعريفي روشن از اين اقلام ، ضرورت دارد. پس از هيلي  اغلب محققان از جمله اسلوان، خي تامس و ژانگ اقلام تعهدي را تغيير در تفاضل سرمايه در گردش غيرنقدي و هزينه استهلاك تعريف كردند. اما اين تعريف، شامل اقلام تعهدي مربوط به داراييها و بدهيهاي عملياتي غيرجاري و داراييها و بدهيهاي مالي نمي شد. فيرفيلد و همكارانش نيز در تعريف خود تنها به اقلام تعهدي سرمايه در گردش اشاره كردند و اقلام  تعهدي عملياتي غيرجاري را شكلي از رشد در نظر گرفتند. به هرحال، تفاوت كليدی ميان اقلام تعهدی سرمايه در گردش و اقلام تعهدی عملياتی غيرجاری در اين است كه منافع و تعهدات آينده مربوط به اقلام تعهدی عملياتی غيرجاری، مدت زمان بيشتري را براي تحقق مي طلبد.

ريچاردسون و همكارانش  تعريف جامع تري را اقلام تعهدي ارائه كردند. بنا به تعريف آنها اقلام تعهدی تفاوت سود حسابداری كه بر اساس استانداردهای حسابداری تعيين مي شود و سود نقدی است. اين تعريف، اقلام تعهدي مربوط به همه حسابهاي ترازنامه را دربرمی گيرد. طبق اين تعريف، تغييرات در حساب داراييها و بدهيهاي غير نقدي بيانگر اقلام تعهدي ناشي از تعهدات يا منافع مورد انتظار آينده است. بنابراين، اقلام تعهدي كل از مجموع اقلام تعهدي سرمايه در گردش تغييرات در حساب دارايي ها و بدهيهاي عملياتي جاري غيرنقدي، اقلام تعهدي غير جاري تغييرات در حساب داراييها و بدهيهاي عملياتي غيرجاري و اقلام تعهدی مالی تغييرات در حساب داراييها و بدهيهای مالی غيرنقدي تشكيل مي شود.

آن گونه كه اشاره شد، اقلام تعهدی را می توان به دو جزء تقسيم كرد:

  • اقلام تعهدی ناشي از رشد فعاليت شركتها
  • اقلام تعهدی ناشي از كارايي مديريت داراييهاي عملياتي شركتها.

بخشي از اقلام تعهدی در اثر رشد فعاليت شركتها، افزايش مي يابد. اين بخش از اقلام تعهدي را غيراختياري يا نرمال مي گويند؛ اما، نتيجة مطالعة اخير چن و همكارانش نشان مي دهد كه پايداري كم جزء تعهدي سود را در اصل مي توان به اقلام تعهدي اختياري نسبت داد؛ براي مثال، فرض كنيد كه موجوديها بدون ارتباط با فروش افزايش يابد. اين افزايش را مي توان به كاهش بخش كارايي اقلام تعهدي نسبت داد؛ زيرا افزايش موجوديها مي تواند دو دليل داشته باشد: اول اينكه ارزش موجوديها بيش نمايي شده باشد كه بيانگر تحريف موقت حسابداری است. دوم اينكه مديريت موجوديها، كارايي لازم را نداشته باشد.

پيشينه موضوع

اسلوان دربارة پايداري جزء تعهدی سود، تحقيقات متعددي به عمل آورده است كه مي توان آنها را به دو جريان نسبت داد:

  • جريان اول تحقيقات بر اساس حدس اسلوان مبني بر اينكه پايداري كم جزء تعهدي سود به طور عمده از ذهني بودن براورد اقلام تعهدي ناشي مي شود، شكل گرفته است؛ براي مثال خي نشان داد كه پايداري كم جزء تعهدي سود را م يتوان به وجود اقلام تعهدي اختياري نسبت داد كه با استفاده از الگوي اصلاحي جونز قابل تعريف است. او نتيجه مي گيرد كه مديران به واسطه اقلام تعهدي اختياري، ديدگاه هاي فرصت طلبانه خود را در سود وارد مي كنند. دي چاو و دي چف و ريچاردسون و همكارانش نيز نشان دادند كه پايداري كم اقلام تعهدي با ديدگاه وجود خطا در برآورد اين اقلام سازگاري دارد. به طور كلي اين گروه از محققان نتيجه گرفتند كه پايداري كم جزء تعهدي سود را مي توان به تحريفات موقت حسابداری  نسبت داد و اين تحريفات هم در خطاي براورد اقلام تعهدي ريشه دارد. خطاي براورد اقلام تعهدي هم م يتواند از اشتباهات غيرعمدي در براورد منافع آينده و تعهدات و يا از دستكاري عمدي اقلام توسط مديريت ناشي شود
  • جريان دوم تحقيقات حاكي است كه پايداري كم جزء تعهدي سود در همبستگي اقلام تعهدي و شاخصهاي اقتصادي همچون رشد شركت ريشه دارد. فيرفيلد و همكارانش  نشان دادند كه پايداري كم اقلام تعهدي از اقلام تعهدي مرتبط با سرمايه درگردش نشأت مي گيرد كه اسلوان از آن به عنوان رشد حسابهاي غيرجاري ترازنامه ياد م يكند. آنها استدلال مي كنند كه پايداري كم جزء تعهدي سود از رابطة رشد شركت و ميزان كم عايدات اقتصادي سرمايه گذاريهاي جديد ناشي مي شود. در پاسخ به اين سؤال كه ميزان كم عايدات اقتصادي در كجا ريشه دارد، بايد علاق همندان را به مبحث نرخ بازده نهايي نزولي  سرمايهگذاريها ارجاع داد. هم چنين پايداري كم جزء تعهدي سود را م يتوان به تأثير متقابل رشد شركت و محافظه كاري مستتر در اصول و استانداردهای حسابداری  نسبت داد فيرفيلد و همكارانش، پايداری اقلام تعهدی شركتهاي ايراني به طور مستقيم مورد مطالعه و ارزيابي قرار نگرفته است. اما نوروش و همكارانش  براي تعيين كيفيت اقلام تعهدي و سود، پايداري سود را مورد توجه قرار دادند. آنها با تعريف پايداري سود به صورت رابطه سود سال جاري متغير مستقل يا توضيحي) با سود سال بعد (متغير وابسته دريافتند هر چه جزء اقلام تعهدي سود شركتها افزايش م ييابد از ميزان پايداري سود كاسته مي شود. كردستاني و مجدي  نيز در راستاي مطالعه تأثير پايداري سود بر هزينة سرمايه، پايداري سود را مورد توجه قرار دادند. آنها براي اندازه گيري پايداري سود شركتها از الگوي مشابه نوروش و همكارانش استفاده كردند كه طي آن رابطة سود سال جاري متغير وابسته) با سود سال قبل (متغير توضيحي مورد بررسي قرار مي گرفت. يافته هاي آنها نشان مي داد پايداري سود با هزينة سرمايه رابطة معكوس دارد. لازم به يادآوري است كه در تحقيقات داخلي اشاره شده، پايداري جزء تعهدي سود و مهمتر از آن علت كم بودن آن مورد بررسي و مطالعه قرار نگرفته است.

بحث و تفسير نتايج و پيشنهادها

در اين مقاله نقش تحريفات موقت حسابداری در تبيين كم بودن پايداري جزء تعهدي سود به طور تجربي مورد بررسي قرار گرفته است. نتايج حاكي است كه تحريفات موقت حسابداری در كاهش پايداری اقلام تعهدی نقش مهمي دارد؛ به بيان دقيق تر، جزء تعهدي سود كه به دليل دخالت ذهنيت در انداز هگيري آن حاوي تحريفات موقت حسابداری است. با بازده آينده حسابداری رابطة منفي و معنادار دارد. اين نتيجه با نتايج تحقيقات اسلوان ، فير فيلد و همكارانش و ريچاردسون و همكارانش حاكي از كم بودن پايداري جزء تعهدي سود مطابق است.

نتايج آزمون فرضيه هاي مربوط به اجزاي اقلام تعهدي، يعني جزء رشد و كارايي مطابق با با نتايج تحقيق ريچاردسون و همكارانش   نشان مي دهد رشد فروش موجب كاهش و جزء كارايي موجب افزايش پايداری اقلام تعهدی مي شود. زيرا طبق پيش بيني، رشد فروش با بازده آينده رابطة منفي و معن يدار و جزء كارايي اقلام تعهدي با بازده آينده رابطة مثبت و معني دار دارد؛ به بيان ديگر هرچه مديريت دارايي ها كاراتر باشد، ميزان اقلام تعهدي كاهش، و در نتيجه پايداري اين اقلام، افزايش مي يابد.

اين يافته ها بر اهميت تجزيه و تحليل دقيق اطلاعات حسابداری هنگام ارزيابي عملكرد مالی شركتها تأكيد دارد. حسابداری تعهدی به دنبال فراهم آوردن اطلاعات مربوط براي   سرمايه گذاران است. اما بهبود ويژگي مربوط بودن اطلاعات، قابليت اعتماد آن را مي كاهد. كاهش قابليت اعتماد در قالب خطاي موقت براورد اقلام تعهدي و فرصتهايي كه روشهاي حسابداری در اختيار مديريت قرار مي دهد يافته هاي تحقيق مبني بر پايداري كم جزء تعهدي سود، بيانگر نتيجة تعادلي است كه مديريت ميان مربوط بودن و قابليت اعتماد اطلاعات برقرار كرده است. ضرورت دارد موضوع تحريفات موقت حسابداری مستتر در اندازه گيري اقلام تعهدي در فرايند تدوين استانداردها مورد توجه متوليان قرار گيرد.

در تحقيقات آينده مي توان به بررسي دقيقتر طبقات خاص اقلام تعهدي مانند موجوديها، حسابهاي دريافتني و… پرداخت و شواهد قويتري در مورد نقش تحريفات موقت حسابداری در پايداری اقلام تعهدی به دست آورد. هم چنين تعيين اينكه كدام يك از اقلام تعهدي در معرض تحريفات موقت حسابداری بيشتر قرار دارد، نيازمند تحقيق مستقلي است. در نهايت، شناسايي عوامل خارجي تسهيل كنندة تحريفات موقت حسابداری از جمله استانداردهاي حسابداری متضمن انداز هگيريهاي ذهني و ضعف حاكميت شركتي نيز م يتواند موضوعات جالبي براي پژوهشهاي آينده باشد.