هموارسازی سود

بررسی هموارسازی سود از طريق فروش دارايی های شركت

هموارسازی سود، اقدام آگاهانه ای است كه مديران به منظور كاهش نوسان های دوره ای سود در چارچوب اصول و روش های متداول حسابداری به آن دست می زنند. هموارسازی سود هدف مشخصی دارد و آن ايجاد جريان با ثباتی از رشد سود است.

به طور كلي، جريان سود هموار را مي توان به دو گروه تقسيم كرد كه عبارتند از: هموارسازی طبيعی و هموارسازی تعمدی.

جريان هموارسازی طبيعي بر فرايندي دلالت مي كند كه ايجاد سود به طور ذاتي جريان سود هموار توليد مي كند و از اقدام های مديريت ناشي نمي شود. هموارسازی تعمدي نتيجه اقدام هاي مديريت است كه به دو دسته هموارسازی  واقعی و هموارسازی مصنوعی تقسيم مي شود.

هموارسازی واقعی سود نشان دهنده اقدام های مديريت براي كنترل و تاثيرگذاري بر رويدادهاي اقتصادي است. هموارسازی واقعي بر خلاف هموارسازي مصنوعي بر جريان هاي نقدي تأثير مي گذارد. براي مثال، شركت پروژه هاي سرمايه اي را بر مبناي كوواريانس مجموعه سود مورد انتظار انتخاب نمايد.  اين تصميم كنترل واقعي رويدادهاي اقتصادي را نشان مي دهد كه به صورت مستقيم  بر سودهاي آتي تأثير مي گذارد و بنابراين، از آن به عنوان  هموارسازی  واقعي نام برده مي شود . هموارسازی مصنوعي نشان دهنده دستكاري در حساب ها توسط مديريت به منظور هموار نمودن سود است.  اين دستكاري نتيجه رويدادهاي اقتصادي نبوده، بر جريان ها ي نقدي تأثيرگذار نيست، اما   درآمدها و يا هزينه ها را از يك دوره به دوره ديگر منتقل مي نمايد اين تحقيق به بررسي هموارسازي واقعي سود مي پردازد. براي انجام هموارسازی نياز به ابزار هموارسازی است

ابزار هموارسازی وسيله اي است كه مديران در تلاش براي هموار كردن اعداد خاص حسابداری به كار مي برند. مديران از ابزارهاي متعددي براي هموارسازی سود استفاده مي كنند ، ابزارهايي كه به وسيله محققان آزمون شده اند شامل ؛ اقلام تعهدي اختياري، درآمد سود سهام ، مخارج تحقيق و توسعه ، اقلام غير مترقبه ، طبقه بندي اقلام حسابداری، فروش دارايي ها، تغيير در روشهاي استهلاك و ذخيره زيان وام هستند .

اين تحقيق به بررسي هموارسازی سود با استفاده از فروش دارايي هاي شركت مي پردازد. اولين تحقيق درباره هموارسازی سود از طریق زمان بندي فروش دارايي ها توسط بارتو  صورت گرفته است. وی با آزمون فرضيه های هموارسازی سود و نسبت بدهی به بررسی اين موضوع پرداخت .

نتايج تحقيق نشان داد كه مديران با استفاده از زمان بندي فروش دارايي ها تغييرات موقتي سود را هموار مي سازند و محدوديت هاي حسابداری در قراردادهاي بدهي را كاهش مي دهند.

بلك و همكاران  به آزمون نمونه اي متشكل از شركت هاي انگليسي، نيوزيلندي و استرا ليايي پرداختند.آنها دريافتند شركت هايي كه قادر به تجديد ارزيابي دارايي ها هستند، براي هموار نمودن سود از زمان بندي فروش دارايي ها استفاده نمي كنند.

پويتراز و همكاران تحقيقي را با اين موضوع در كشور سنگاپور انجام دادند. اين تحقيق نشان داد در شركت هايي كه تغييرات سود هر سهم (به استثناي فروش دارايي ها)  منفي است، رابطه منفی بین سود حاصل از فروش دارايي و سود هر سهم ( به استثنا ي فروش دارايي ها) وجود دارد و در شركت ها يي كه تغييرات سود هر سهم (به استثناي فروش دارايي ها ) مثبت است، اين رابطه مثبت است . این بدان معنی است كه شركت ها انگيزه كمي براي هموارسازی سود دارند. همچنین شركت ها ي سنگاپوری مجاز به تجديد ارزيابي دارايي ها هستند و مي توانند با اين كار نسبت بدهي را كاهش دهند . از اين رو ، نتا يج اين تحقيق فرضيه نسبت بدهي را پشتيباني نمي كرد.

هرمن و همكاران تحقيقي با عنوان مديريت سود از طريق فروش دارايي ها در كشور ژاپن انجام دادند. در اين تحقيق هدف مدیریت سود،  كاهش خطاي پيش بيني سود در دوره هاي جاري و آتي بود. طبق فرضيه هاي اين تحقيق، شركت ها يي كه داراي عملكرد جاري منفي  / مثبت هستند ، انتظار مي رود سودها را با بيشتر /كمتر گزارش نمودن مبلغ فروش دارايي هاي شركت، به سمت بالا /پا يين هموار سازند. در ارتباط با عملكرد آتي، شركت ها يي كه داراي عملكرد آتي مثبت  /منفي هستند، به احتمال فراوان سودها ي تحقق نيافته دارايي ها راشناسايي (حفظ) مي كنند. نتايج تحقيق حاكي از تأييد فرضيه هاي تحقيق بود، به طوري كه مديران ژاپني آثار عملكرد آتي و جاري را در شناخت درآمد حاصل از فروش دارايي ها در نظر مي گرفتند. كوچكي  به بررسي هموارسازی سود از طريق زمان بندي فروش دارايي ها پرداخته است. يافته هاي حاصل از آزمون تجربي با زمان بندي فروش دار ايي ها توسط مديريت سازگار نيستند؛ بدين معني كه سود حاصل از اين فروش ها، تغییرات موقتی سود را هموار نساخته است. برخلاف اقتضاي فرضيه هموارسازی سود، يافته ها نشان مي دادند مبلغ سود حاصل از فروش دارايي در شركت هايي كه كاهش سود سالانه (به استثنای آثار فروش دارايي ها) داشتند، عمدتاً زيادتر از شركت ها ي داراي افز ايش سود سالانه نيست. شايان ذكر است كه اين تحقيق در سال 1373 صورت گرفته است كه استانداردهاي ملي حسابداری در ايران وجود نداشته است و شركت ها از رويه هاي متفاوتي براي ارائه صورت هاي مالي بهره مي برده اند. بدين ترتيب فرضيه تحقيق به شرح زير ارائه مي شود:

"بين سود حاصل از فروش دارایی ها و تغييرات سود عملياتی رابطه منفی وجود دارد."
 

نتيجه گيری

در اين تحقيق براي بررسی هموارسازی سود از طريق فروش دارايي هاي ثابت و سرمايه گذاري ها، فرضيه هموارسازی سود در سطح سود عملياتي آزمون گرديد. به طور كلي، يافته هاي تحقيق شواهدي در ارتباط با تاييد فرضيه هموارسازی سود فراهم مي آورد كه حاكي از زمان بندي فروش دارایي ها توسط مديريت است؛ چنان كه سود فروش دارايي ها تغييرات موقتي سود را هموار مي سازد. فرضيه تحقيق در ارتباط با شركت هايي كه داراي افزايش و كاهش در سود عملياتي هستند، تاييد شد . همچنين نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه مقدار ضريب متغير تغييرات سود عملياتي در شركت ها ي داراي كاهش سود عملياتي بيشتر از شركت هايي است كه افزايش سود عملياتي  دارند. اين امر نشان مي دهد كه اثر هموارسازی سود در شركت هاي داراي كاهش سود عملياتي به صورت معناداري بيشتر از شركت هايي است كه افزايش سود را تجربه مي كنند. اين نتايج با يافته هاي تحقيق بارتو  مطابقت مي كند. علاوه بر اين، نتايج تحقيق حاكي از تاييد فرضيه هموارسازی به صورت مقطعي در كليه سال هاي مورد آزمون به استثناي سال 1383  است. بنابراين، يافته های تحقيق شواهد قوي در ارتباط با هموارسازی سود با استفاده از فروش دارايي ها ارائه مي كند. اين نتايج با يافته هاي بارتو و هرمن و همكاران سازگار است.

The research findings provide evidence regarding the confirmation of the hypothesis of income smoothing, which indicates the timing of the sale of assets by management, such that asset sales profits make temporary changes in profit. The research hypothesis has been confirmed in relation to companies that have a rise and decrease in operating profits. Also, the results of this study show that the amount of variable coefficient of operating profit changes in companies with lower operating profit is more than companies that increase operating profit. This shows that the effect of the smoothing of profits in firms with a decrease in operating profit is significantly higher than that of companies that experience increased profits.